الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
44
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
سيّد سؤال كرد : دربارهء زائد برّى كه افزون بر هفت است چه نظر دارى ؟ ابو العلاء پرسيد : راجع به « چهار » چه مىگويى ؟ سيد پاسخ داد : دربارهء « يك و دو » چه مىگويى ؟ ابو العلاء سؤال كرد : راجع به وتر ( المؤثر « 1 » ) چه اظهار نظر مىكنى ؟ سيد پرسيد : دربارهء « سبعه واحده نارى » چه جوابى دارى ؟ ابو العلاء پرسيد : راجع به « نحسين » چه خواهى گفت ؟ سيد سؤال كرد : دربارهء « سعدين » چه نظريهاى ايراد خواهى كرد ؟ در اين حال بود كه ابو العلاء از پاسخهاى رمزى سيد به حيرتزدگى درآمد . سيد بلافاصله اظهار داشت : « الا كل ملحد ملهد » هر ملحدى ستمكار است . ابو العلاء گفت : اين جمله را از آيه شريفه يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ : « براى خدا انباز مگير كه انبازگيرى براى خدا ستمى بزرگ است . » ، اقتباس كردهاى و به دنبال اين سخن ابو العلاء از محل خود برخاست و بيرون رفت . به مجردى كه ابو العلاء از محضر سيد بيرون رفت ، سيد مرتضى ( رضى اللّه عنه ) گفت : اين مرد از حضور ما رفت و پس از اين ما را نمىبيند . حاضران كه از اين پرسش و پاسخ مطلبى نفهميده بودند سؤال كردند : منظور از اين رموز و اشارات چه بود ؟ سيد فرمود : ابو العلاء از من پرسيد عقيدهء تو دربارهء « كل » چيست ؟ بايد گفت « كل » از نظر او قديم است و مرادش عالمى است كه آن را عالم كبير ناميده است . نظريه مرا ازآنجهت درخواست كرد كه مىخواست پاسخ دهم قديم است من پرسيدم : دربارهء « جزء » چه مىگويى ؟ چه آنكه جزء از نظر آنها محدث است كه منشأ آن عالم كبير مىباشد و « جزء » از نظر آنها عالم صغير است و نظر من آن بود هرگاه عالم صغير محدث باشد عالم كبير هم كه وى بدان اشاره كرده بايد محدث باشد زيرا بنا به عقيدهء او عالم صغير از جنس عالم كبير است و ممكن نيست شىء واحد و جنس واحد مركب از قديم و حادث بوده باشد . بههمينجهت پاسخ مرا كه شنيد ساكت ماند و جوابى نداد .
--> ( 1 ) - در حاشيهء مؤلف آمده است : ممكن است در نسخهاى كه « وتر » آمده مراد از آن ستارهء زحل باشد كه طاق است و بالاى آن ستاره ، سيارهء ديگرى نيست يعنى آخرين ستاره سياره مىباشد .